بهـونــــه

برو بـا یـارت عزیزم
رهــا کن ایـن تـن منو
الاهی سد سالــه بشــه
عشق قشنگت عزیزم
امــا یـــه قول بهم بده
یـارتـــو تنهــا نزاری
کــه مثل من اسیر بشـه
آواره از خونـــه بشـــه
منم یـــه قول بهت میدم
یـه روز فراموشت کنم
قلبمو سنگیش بــکنــم
عشقتو خاکستر کنــم
اگه یه روز خواستی گلم
کسی رو نفرینش کنی
بگو کــه مثل من بشــه
زجر جــدایی بکشــــه
آخه چه جور دلت اومد
تنهــام بزاری و بـــری
آخــه مگــه حرفی زدم
زخـــم زبونی مـن زدم
آره همش بهـونــــه بود
مسئله یـــار دیگــه بود
دلت هوایی شــده بـــود
کارم از کار گذشته بود
